تبليغاتX
دل نوشته
عاشقانه،عارفانه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 23:9  توسط محسن رستمی  | 

من از آغاز ميلاد تو همراهت سفر كردم

 

پس از يك عمر دانستم سفر با مردم نامرد دشوار است

 

سفر با همره نامهربان تلخ است

 

برو اي بد سفر اي فرد ناهمرنگ

 

كه گويم بر خود مبارك باد اين جدايي را

 

تو را نفرين نخواهم كرد دعايت مي كنم با حال دلتنگي

 

كه بابي كعبه مقصود و فردايي طلايي را

 

نمي دانم،نمي دانم

 

اگر در اين سفر خار بلا پاي مرا آزرد

 

سخنهايت هم تيري بود و در پاي من بنشست

 

بود مشكل كه از خاطر برم اين بي صفايي را

 

رفيق نيمه راه من سفر خوش،خير همراهت

 

تو قدر من ندانستي

 

درون آب، ماهي قدر دريا را كجا داند؟

 

شكسته استخوان داند بهاي موميايي را

 

رفيق نيمه راه من سفر خوش،خير همراهت

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:17  توسط محسن رستمی  | 

نباشم گرد اين محفل چه غم ديوانه اي كمتر

 

خوش آنروزي زخاطرها روم افسانه اي كمتر

 

بگو برق بلا خيزد بسوزد خرمن عمرم

 

زگرد شمع هستي بي خبر پروانه اي كمتر

 

زجمع خود برانيدم كه همدردي نمي بينم

 

ميان آشنايان جهان بيگانه اي كمتر

 

تو اي سقف كبود آسمان بر سرم خراب شو

 

پرستوي نهان در تيركوب خانه اي كمتر

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 23:35  توسط محسن رستمی  | 

كلمه به كلمه حرفهايت بوي فاصله مي دهد

آسمان را به ريسمان مي بافي

دستهايت پر از برف است

از سرماي نگاهت قنديل مي بندد دلم

باز همان حرفهاي خاكستري

نمي خواهد براي نماندن بهانه بياوري

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 23:34  توسط محسن رستمی  | 

 
e3lc6a8z5ew7s4vjbfu2.jpg">